ذبيح الله صفا

1281

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

در اواخر قرن هفتم اتفاق افتاده باشد و بنابر آنچه از همان مقدمه برمىآيد وى در سال 713 به لرستان سفر كرد و در آنجا با فضلا بحث عروض و قوافى نمود و سپس به خواهش آنان مختصرى در فنّ عروض و قوافى تأليف كرد موسوم به « معيار نصرتى » بنام اتابك نصرة الدين احمد ( 695 - 730 ه . ) ، ولى توقّف او در آن ديار چندان طولانى نبود و از آنجا در دوران وزارت خواجه غياث الدين محمد بعراق بازگشت چنان كه در سال 732 در قم سكونت داشت و در همين شهر بود كه قصيدهء معروف خود را بنام مخزن البحور و مجمع الصنايع مشتمل بر پنجاه و پنج بحر و هر بحرى متضمن صنعتى از صنايع حدايق السحر وطواط ، بنام خواجه غياث الدين ساخت ، و بعد از آنكه خواجه در سال 736 هجرى بقتل رسيد وى چندگاهى در اصفهان كه خود در آتش ناامنى مىسوخت انزوا اختيار كرد و سپس از آنجا بشيراز رفت و به خدمت شاه شيخ ابو اسحق اينجو درآمد و بسال 744 كتابى در چهار فنّ عروض ، قوافى ، بدايع الصنايع و لغت فرس بنام او تأليف كرد و آن را « معيار جمالى و مفتاح ابو اسحاقى » ناميد و « مجموع اشعار و ابيات شواهد اين چهار فن بنام يا لقب يا كنيت اين شاه . . . موشّح گردانيد چنان‌كه در مجموع اين چهار كتاب هيچ شعر بيگانه از اشعار متقدّمان و متأخّران نيست الّا چند بيت معدود كه ضرورت استشهاد را آورده شد . . . » . 45 - امير حسينى سادات پيش‌ازين دربارهء او و احوال و اشعارش سخن گفته‌ام « 1 » . از وى آثارى بنثر فارسى باقى مانده و از آن جمله است : نزهة الارواح در بيان مطالب عرفانى كه حسينى آن را بسال 721 ه . بانجام رسانيده

--> ( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب و همين مجلد ص 176 و ص 751 - 763